خرید بک لینک
با احترام به هوشنگ ابتهاج آنکه چون باد صبا پردهٔ جان‌ها زد و رفت آتشی بر دل صد خستهٔ شیدا زد و رفت آمد و بی‌خبر از خویش، بهاری آورد لحظه‌ای بوی گل از دامن صحرا زد و رفت دلِ ما تشنهٔ یک جرعهٔ دیدار بماند لبِ خشکیده بر این خاک تمنا زد و رفت چون شرابی که به یک جام نچرخد در دست طعمی از لذتِ مستی به لب ما زد و رفت مرغ دل، پرزد و در اوجِ رهایی گم شد سایه‌ای بر شب تاریک تماشا زد و رفت با نگاهی که به دنیا همه ویران می‌کرد عطر جان‌بخش به صد خستهٔ تنها زد و رفت آمد

برچسب: نویسنده: میلاد نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 10:35

صفحه بندی