خرید بک لینک
ماه میریزد و از شانه‌ی شب میگذرد راز باران به لب باغ رطب میگذرد باد، مرغان دل‌آشوب مرا می‌رقصاند مثل آواز غریبی که ز تب میگذرد جاده‌ای هست که از چشم تو آغاز شود ؟ که به هر خسته دلی، عطر طرب میگذرد هر که با یاد تو برخیزد از این خاک سترگ از غم خویش سبکبال و به لب میگذرد چشم بگشا، که جهان صحنه‌ی حیرت بشود و به هر خسته دلی عطر طلب میگذرد سید علی کامران

برچسب: نویسنده: میلاد نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 10:35

صفحه بندی