خرید بک لینک

در سکوت شب، وقتی که شهر در خواب است و تنها دل‌ها بیدارند، فریاد خاموشِ عشق از اعماق جان برمی‌خیزد. یاری که روزی روشنایی دل بود، اکنون رفته و جای خالی‌اش همچون خلأیی سرد و بی‌رحم در قلب می‌ماند. هر نفس، یاد اوست و هر لحظه، دردی بی‌صدا که با اشک آمیخته شده است. گویی جهان نیز در رفتنش شریک شده و باران، نه برای خاک، که برای دل عاشقی می‌بارد که هنوز به امید دیدار لحظه‌ای، چشم به در دوخته است. این نثر، پیش درآمدی‌ست بر زمزمه‌های شبانه‌ای که دل عاشق در سجده‌های

برچسب: نویسنده: میلاد نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 10:35

صفحه بندی